تبلیغات
☂عاشق باران☂ - حرف دلت رو بزن...

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up8/63976236867561672088.jpg


یک داستان کوتاه:

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!





ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391 06:07 ق.ظ | <-PostTime-> | نویسنده : زینب | نظرات( )

نمایش نظرات 1 تا 30